استراتژی های بازاریابی هوشمند برای رشد کسب و کار

استراتژی های بازاریابی

بازاریابی موفق یعنی تلاش برای حفظ تعادل بین عرضه ی دیجیتال و تعامل مثبت انسانی
در سال ۱۹۶۴، Marshall McLuhan نظریه پرداز رسانه ها و ارتباطات، اصطلاح “دهکده جهانی” را برای توصیف “پدیده

کوچک شدن و گسترش همزمان فرهنگ در جهان بخاطر پیشرفت فراگیر تکنولوژیکی که امکان به اشتراک گذاری سریع و

آنی فرهنگ را فراهم می کند” ابداع کرد.
اما من شک دارم که او تصور کرده باشد که مرزهای جهان تا چه حد کوچک خواهند شد و از نظر مدیریت و برآورده کردن

خواسته ها و انتظارات مصرف کنندگان چه معنایی خواهد داشت.

ما در دنیای اسباب و وسایل الکتریکی زندگی می کنیم، دنیایی که در دستگاه ها، برنامه ها و تجربه های آنلاینِ آن غوطه ور شده ایم.
داشتن یک کمپین بازاریابی موفق در جهان امروز بدان معنی است که تلاش های بازاریابی باید بین عرضه های دیجیتال و تعامل مثبت انسانی تعادل برقرار کنند.

با بمباران اطلاعاتی که از نوتیفیکیشن ها، اخبار و حتی توییت ها می آید مدت زمان توجه را کاهش داده است.
افزایش یافتن مسدود کننده های آگهی بدین معنی ست که تاکتیک های بازاریابی سنتی دیگر موثر نیستند.

بنابراین، باید ماهرانه مشتریان را در عرصه هایی که با آنها بسیار آشنا هستند و حس راحتی بیش تری دارند، درگیر مسئله

کرد. در اینجا به ۴ استراتژی بازاریابی بسیار خطرناک می پردازیم:

 

1- توجه به مصرف کنندگان در حال حرکت

تلفن های همراه و دستگاه های مشابه، ابزاری کلیدی برای ارتباط با مصرف کنندگان می باشند.

تقریبا این روزها همه صاحب یک گوشی هوشمند هستند.

این موضوع باعث می شود تا بازار تلفن همراه برای هر نوع کسب و کاری بیش از حد ضروری باشد، به طوری که عدم

توانایی در همراهی با بازاریابی موبایلی شما را در معرض خطر شکست در برابر رقبایتان قرار می دهد.
عوامل بسیاری را باید در بازاریابی موبایلی در نظر گرفت.

برای تازه کارها، وب سایت شما باید سازگار با تلفن همراه باشد که در آن محتوا و منوی نمایشی با صفحه نمایش های

کوچک و ظرفیت پهنای باند محدود موبایل ها و شبکه های مختلف تطابق پیدا می کند.

به یاد داشته باشید که مردم تمایل دارند در هنگام حرکت از دستگاهشان استفاده کنند، بنابراین باید محتوایی بسازید که در

حین حرکت به راحتی قابل خواندن باشد.

زبانه ها، لینک ها و صفحاتی مانند درباره ما چندان برای محتوای تلفن همراه ضروری نیستند.
به خاطر داشته باشید که دستگاه های تبلت بالاترین میزان اضافه کردن به سبد خرید را در وب سایت های تجارت

الکترونیک با نرخ ۸.۶ درصد دارند.

اگر شما یک خرده فروش آنلاین هستند، به طراحی و تجربه ی کاربر نسخه ی تبلتِ وب سایت خود بیش تر توجه کنید.

 

2- استفاده حداکثری از رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی می تواند باعث موفقیت یا شکست یک محصول باشد.

رسانه های اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی همه هستند؛

از اینستاگرام گرفته تا بخش زنده فیسبوک!

هر کسی که شامل مخاطبان شما می شود، در رسانه های اجتماعی حضور دارد

و این همانجایی است شما باید آنها را هدف قرار دهید.

باید حساب های Google Trends و توییتر، صفحات فیس بوک را دنبال کنید و در لینکداین به گروه ها ملحق شوید تا

دیدگاهی از مشتریان خود و دیگر افراد حاضر در صنعت به دست آورید.

محتوای خوب در رسانه های اجتماعی به شما اجازه می دهد تا با بازار هدف خود تعامل داشته باشید

و آنچه را که برای آنها مهم است، ارزیابی کنید.
به عنوان مثال، بیش از ۵۰۰ میلیون حساب فعال در اینستاگرام وجود دارد.

محتواهای موجود در اینستاگرام روزانه ۴.۲ میلیون لایک دریافت می کنند.

iHerb ارائه دهنده ی مکمل های طبیعی، از اینستاگرام برای رسیدن به افرادی استفاده می کند ک

ه محصولات را به سبد خرید آنلاین خود اضافه کرده اند اما آنها را نخریده اند.

به طوری که در هر نمایش عمومی، بازگشت هزینه ی مصرف شده برای تبلیغات، ۲۰۰ برابر بوده است.

به همین نحو، Volvo خودروساز سوئدی، از اینستاگرام برای کمپین های تبلیغاتی ویدیویی

جهت رسیدن به ۸.۷ میلیون خریدار آماده ی خرید استفاده کرده است.
ممکن است در سال ۲۰۱۷، پلت فرم های رسانه های اجتماعی حتی تاثیر عمیق تری بر جای بگذارند

– برای مثال، قابلیت کلیک بر روی آیتم های موجود در تصاویر و انجام خرید درون برنامه ای.

این موضوع شبکه های اجتماعی را به میزان بیش تری در معرض توجه قرار می دهد، نه تنها به عنوان ابزاری برای رسیدن

به مشتریان بلکه به عنوان پلت فرمی هایی برای فروش!

 

3- تاکید بر تجربه

خارج شدن از عرصه دیجیتال جهت متقاعد کردن مصرف کنندگان برای خرید بخشی از بازاریابی تجربی است.

رویدادها، واقعیت مجازی و تعامل های بین فردی می توانند محتوایی را ارائه دهند که می توان در رسانه های اجتماعی در

قالب تصاویر، فیلم ها، گزارش ها، رتبه بندی و بررسی ها مورد استفاده قرار داد.
این قبیل رویدادهای بازاریابی تجربی، به خریداران بالقوه اجازه می دهد تا به لحاظ عاطفی با محصول و خدمات شما

ارتباط بر قرار کنند.

چشم اندازها مدام دانش و آگاهی عملی را از نام تجاری شما جمع آوری می کنند

و در عین حال با احساس در مورد رویدادها سخن می گویند و

در نهایت باعث ایجاد شایعات در زندگی واقعی و پلت فرم های رسانه های اجتماعی می گردند.
استراتژی های بازاریابی سال ۲۰۱۷ ، وجود تعادل بین بهره برداری بی نهایت از جهان آنلاین و در عین حال تزریق اعتماد به

نفس به مشتریان با ارائه تعامل انسانی است.

تمامی این چهار استراتژی بازاریابی ابزارهایی هستند که پشت سر هم با یکدیگر کار می کنند.

4- استفاده از ربات ها

رباتهای گفتگو، سرویس هایی هسستند که کاربران می توانند با آنها از طریق یک رابط گفتگو، باهم تعامل داشته باشند،

رابطی که توسط الگوریتم ها و گاهی نیز با هوش مصنوعی تقویت شده است.

دو نوع ربات اصلی گفتگو وجود دارد: آنهایی که به طور معمول در برنامه های پیام رسانی پیدا می شوند مانند ربات

گفتگوی ۱-۸۰۰-Flowers در فیس بوک مسنجر که کمک می کند تا مصرف کنندگان به صورت گلچین انتخاب کنند، و نوع

دیگر دستیاران مجازی مانند Apple’s Siri ، Google Assistant ، Amazon’s Echo و Microsoft’s Cortana هستند.
این ربات های گفتگو به جای آنکه صرفاً در تعامل با مارک های خاص به مصرف کنندگان کمک کنند، به کابرانی با انواع

اطلاعات و دیگر نیازها کمک می کنند.

ربات های دارای هوش مصنوعی از پردازش زبان طبیعی متن و یا صدا برای درک خواسته ی کاربر استفاده می کنند.

 

نمونه هایی از این قبیل از Cortana می خواهند تا آخرین اخبار را نشان دهد و

یا از Siri می خواهند تا یک پیام متنی را به همسر شما ارسال کند.
Siri در عرض یک هفته بیش از یک میلیارد درخواست دریافت می کند که اهمیت

ربات های گفتگو را در بازاریابی نشان می دهد.

آنها نه تنها با پاسخ به سوالات مشتری به صرفه جویی در وقت کمک می کنند،

بلکه داده ها را جمع آوری کرده و نقطه ای را برای اتوماسیون بازاریابی جهت تعامل با محتوای مرتبط ایجاد می کنند.

به ویژه در میان مصرف کنندگان جوان، ربات های گفتگو به طور گسترده ای استفاده می شوند تا موجب تشویق به خرید،

افزایش تعداد آیتم ها در سبدهای خرید و ساده کردن خرید آنلاین شوند.

از سفارش یک تاکسی در Uber گرفته تا دنبال کردن مد، ربات های گفتگو به طور گسترده ای برای پیش بردن تجارت

الکترونیک استفاده می شوند.
الگوهای نظارت و ردیابی خرید، با توجه به اینکه کدام محصولات به شکل متفاوت به بازار عرضه می شوند، کدام

محصولات بازار بیش تری دارند، و کدام یک باید دوباره در بازار عرضه شوند، داده هایی را در اختیار شرکت ها قرار می دهند.

ربات های گفتگو را می توان برای جلب نظر مصرف کنندگان به منظور امتحان کردن محصولات مختلف، به کار گرفت.
اگرچه استفاده از رباتهای گفتگو بسیار شایع شده است، اما نمی توانند به طور کامل جایگزین تعامل انسانی واقعی

– که برای روابط مصرف کننده قوی لازم است- شوند.

این مسئله منجر می شود تا ما به گام چهارم تجربه ی بازاریابی تجربی بپردازیم.